![]() |
![]() |
|
| مهربانی را وقتی دیدم که کودکی می خواست اب شور دریا را با ابنبات کوچکش شیرین کند |
|
خسته ام از این تنهایی
چیزی مرا به قسمت بودن نمی برد از واژه دو وجهی تکرار خسته ام من بی رمق ترین نفس این حوالیم از بودن مکرر بر دار خسته ام من با عبور ثانیه ها خرد می شوم از حمل این جنازه هشیار خسته ام |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 12:37 توسط دنیا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
غروب شد خورشید رفت
افتاب گردان به دنبال خورشید می گشت ناگهان ستاره چشمکی زد افتاب گردان سرش را پایین انداخت گل ها هرگز خیانت نمی کنند |
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1387 آبان 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 |
| پیوندها |
|
ساده دل قشنگ کوچکم خط خطیهای دل من من و حلقه رندان آنلاین نوشته هاي خط خورىه آب-آیینه |
|
RSS
|