تبليغاتX
دنیای کوچولو
مهربانی را وقتی دیدم که کودکی می خواست اب شور دریا را با ابنبات کوچکش شیرین کند

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 12:27  توسط دنیا | 
بار خدايا چرا ابرها مي گريند؟

چرا آسمان سياه و تاريك است؟

چرا ابرها كبود شده اند؟ چرا؟ چرا؟

شايد به اين خاطر است كه ديگر نخواهگريستند

يا شايد دلشان گرفته ويا اينكه مي بينند

دلي در زير آسمان بزرگ در روي زمين پهناور

در لابلاي ديواري،غمگين و چشم انتظار است

شايد اين دل كوچك و غمگين،دل من باشد و يا ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 12:18  توسط دنیا | 

دلم مي خواد يه چيزي رو بدوني
ديگه نه عاشقي نه مهربوني
 منم ديگه تصميمم رو گرفتم
اصلا نمي خوام كه پيشم بموني
ديشب كه داشتم فكرام و مي كردم
ديدم با تو تلف شده جووني
يه جا يه جمله ي قشنگي ديدم
عاشقو بايد از خودت بروني
چه شعرايي من واسه تو نوشتم
 تو همه چيز بودي جز آسموني
يادت مياد منتم رو كشيدي ؟
تا كه فقط بهت بدم نشوني ؟
يادت مي اد روي درخت نوشتي
 تا عمر داري براي من مي خوني ؟
يادت مياد حتي سلام من رو
 گفتي به هيچ كس نمي رسوني
 حالا بيار عكسامو تا تموم شه
 اگر كه وقت داري اگه مي توني
 نگو خجالت مي كشي مي دونم
تو خيلي وقته ديگه مال اوني
خوش باشي هر جا كه مي ري الهي
واست تلافي نكنه زموني

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 11:37  توسط دنیا | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 11:56  توسط دنیا | 

به كوه گفتم عشق چيست؟! لرزيد


به ابر گفتم عشق چيست؟! باريد


به باد گفتم عشق چيست؟! وزيد


به پروانه گفتم عشق چيست؟! ناليد


به گل گفتم عشق چيست؟! پرپر شد


به انسان گفتم عشق چيست؟!


اشك از ديدگانش جاري شد و گفت: 


رسم خوش ديوانگيست!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 11:34  توسط دنیا | 
امروز واقعآ حالم گرفته نمی دونم چرا هر چی سنگ مال پای لنگ چرا همه فکر می کنند اونی که داره می خنده هیچ غمی نداره ؟بابا به خدا اونی که همش داره می خنده هزار تا غم داره اما سعی داره اونا رو فراموش کنه چرا نمی ذارین؟الان دوست ذارم واسه همیشه از این دنیای کوچولو خداحافظی کنم میخوام به پایان برسم اما جرائتشو ندارم خدایا کمکم کن خیلی خستم برام دعا کنید واقعآ دیگه تحملشو ندارم
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 11:23  توسط دنیا | 
اینم یه کوچولوی ناز و دوست داشتنی مثل خودم
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 11:22  توسط دنیا | 
چند روز پیش دوستم یه شعری برام خوند که خیلی خوشم اومد گفتم برای شما هم بنویسم شاید خوشتون بیاد

هر سری سر شانه ای خواهد گریست وقت وداع

                               سر من گوشه ی درخت گریست وقت وداع

                                              

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 11:11  توسط دنیا | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:33  توسط دنیا | 
شريعتي ميگه وقتي نميتوني فرياد بزني ناله نکن!!خاموش باش قرن ها ناليدن به کجا انجاميد؟؟ تو محکومي به زندگي کردن تا شاهد مرگ آرزوهاي خودت باشي
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:19  توسط دنیا | 
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:49  توسط دنیا | 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:35  توسط دنیا | 
اگه يك روز فكر كردي نبودن يه كسي بهتر از بودنشه چشمات و ببند و اون لحظه اي كه اون كنارت نباشه

 رو به خاطر بيار اگه چشمات خيس شد بدون داري به خودت دروغ ميگي و هنوز دوستش داري

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:1  توسط دنیا | 
برای بدست اوردن عشقت تا جون مبارزه کن

                                              ولی هیچ وقت اونو گدایی نکن

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 11:58  توسط دنیا | 

درغمي که اشک نيست، در شادي که لبخند نيست، در بغضي که ناله نيست، در دردي   که آه نيست، احساس کجاست


در احساسي که حس نيست، در دلي که عشق نيست، در دوستي که محبت نيست، در صداقتي که راستي نيست، زندگي کجاست


در زندگي که هدف نيست، در هوايي که باد نيست، در خاکي که آب نيست، در باغي که گل نيست، انسان کجاست


در انساني که هيچ نيست، در سفره اي که نان نيست، در زميني که جا نيست، در دنيايي که رحم نيست، مرگ کجاست

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 11:47  توسط دنیا | 
خیلی سخته کسی و دوست داشته باشی اما  ندونه

خیلی سخته عشق رو از نگاه کسی بخونی اما نتونه بهت بگه

خیلی سخته عزیز ترین کست بخواد فراموشش کنی

خیلی سخته غرورت رو به خاطر یه نفر بشکنی اما بعدش بفهمی دوست نداره

خیلی سخته دوسش داشته باشی اما نتونی باهاش بمونی

 خیلی سخته همه چیزتو به خاطر یه نفر از دست بدی اما اون بهت بگه دیگه نمی خوام

خیلی سخته بغض داشته باشی اما نخوای کسی بفهمه

خیلی سخته بخوای با اب بخوای بغضتو بفرستی پایین اما یه دفعه اشکات جاری بشه

خیلی سخته وقتی رفتی با پول تو جیبی چند ماهت براش کادو بخری اونو با یکی دیگه ببینی

خیلی سخته یه عمر با خیال یه نفر زندگی کنی اما وقتی فهمید عاشقشی بره و دیگه پشت سشو نگاه نکنه

خیلی سخته دلت رو به کسی خوش کنی که یه دلخوشه دیگه داره

خیلی سخته که همیشه مجبور باشی سخت ترین چیزا رو تحمل کنی

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 12:20  توسط دنیا | 
همیشه افرادی بودن که بهم می گفتن عشق یعنی زندگی....بهم می گفتن اگه عاشق نشی یعنی زندگی نکردی..........ولی بهم نگفتن اگه عاشق بشی اسیرش می شی..........اگه هم اسیر یکی بشی دلت می سوزه............بهم نگفتن اگه با چشاش نگات کنه انگار تمام جونتو به اتیش میکشن..........بهم نگفتن که ممکنه یه روز بزاره بره بره و هیچ قت دیگه پشت سرشو نگاه نکنه.......بهم نگفتن که ممکنه یه روز دیگه تو رو نشناسه......نگفتن تو پشت سرش اشک میریزی ولی اون بی اعتنا میره...........نگفتن اون  بی خیالت میشه
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 11:59  توسط دنیا | 
زندگی قطاری است که چندان اهمیت ندارد در کدام قسمت قطار نشسته ایم

                  چه سخت است رفتن عزیزی از بین ما

                                                           و چه سخت تر پر کردن جای خالی او

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 11:27  توسط دنیا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
غروب شد خورشید رفت
افتاب گردان به دنبال خورشید می گشت
ناگهان ستاره چشمکی زد
افتاب گردان سرش را پایین انداخت
گل ها هرگز خیانت نمی کنند

پیوندهای روزانه




آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
دی 1387
آبان 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
پیوندها
ساده دل
قشنگ کوچکم
خط خطیهای دل من
من و حلقه رندان آنلاین
نوشته هاي خط خورىه
آب-آیینه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

جديدترين كدهای جاوا