تبليغاتX
دنیای کوچولو
مهربانی را وقتی دیدم که کودکی می خواست اب شور دریا را با ابنبات کوچکش شیرین کند
اگر لباس تنگ و چروک و بیریخت بپوشن :

در مورد پولداره : ایول عجب لباسی معلوم نیست از کجا خریده .... اصل مارک داره .... فکر کنم خودش از خارج خریده
در مورد بی پوله : عجب لباس جیغی .... احتمالا\" بهش صدقه دادن شایدم دست دوم خریده

اگر مد خفن مدل هچل هفتی بزنن

در مورد پولداره : اوه ببین چه تیپی زده ... از سیخای سرش معلومه ژلش ایستوریای اصل ایتالیاست ... فکر کنم تیریپی که زده همین دیروز انریکو زده ... اونجا هر چی شلوارت پاره تر باشه محبوبیت بیشتره ..
در مورد بی پوله : اه چه شپل ... فکر کنم با صابون دست و صورت سرش میشوره که انقدر سیخ واستاده ... تو خونشونم که سوزن نخ پیدا نمیشه یک کوک به این پاره پوره ایاش بزنه ...

اگر تند تند غذا بخوره :

در مورد پولداره : ببین چقدر گرفتاره که مجبوره انقدر تند غذا بخوره یا هواپیماش داره میپره یا جلسه مهمی داره
بی پوله : اوووووو انگار از قحطی فرار کرده

اگر آروم و کم غذا بخوره :

پولداره : احتمالا\" این غذا تو رژیم غذاییش نیست و باید آهسته بخوره که معدش نفهمه !!!!!!
بی پوله : اینو ببین فکر کنم تا حالا همچین غذایی ندیده بلد نیست بخوره ...

اگر با جنس مخالف صحبت کنه :

پولداره : عجب روابط عمومی بالایی ... مرسی فرهنگ .... دختر و پسر براش یکیه .... آی اینطوری حال میکنم ......
بی پوله : این سیرابی رو ببین .. چه ذوقی میکنه طرف بهش پا داده ... بفرما لاس ... ندیده دیگه .. بپا نخوریش

اگر درس بخونه :

پولداره : احسنت به این تدبیر و اندیشه .... این تو ایران نمیمونه ..... مطمئنم تو لیست فرار مغزهاست
بی پوله : خر خونیم اندازه داره دیگه .... انقدر میخونی آخرش چی ؟!! بپا عینکت نیفته ...

اگر درس نخونه :

پولداره : پول داره درس میخواد چیکار .... درس برا بچه بی پولا و بیکاراست
بی پوله :بد بخت نون نخورده نمیتونه درس بخونه

در مورد خانوما
>>> از نوع محجبه و چه بسا چادری

پولداره : آفرین به این تربیت صحیح ... معلومه خالصانه مسلمونه ... این دختر نیست فرشتست که تو این جامعه خراب خودشو اینطوری میپوشونه
بی پوله : اوهوک .... چقد امل ... کی به تو نگاه میکنه حالا ؟!؟!؟

درمورد پسرهای جوون
››› مدل ابرو قشنگ و زیر ابرو گوگول

پولداره : بابا مایكل جكسون ... لئوناردو .... گاتوسو ... برم زیر ابروهای شیطونیتو
بی پوله : مرتیكه خجالت نمیكشه .... آرایش میكنی ؟! این روزا دیگه دختر پسرا از هم تشخیص داده نمیشوند ... وانگهی چی شده داداشمون .....

ازدواج :

پولداره : یکی دو تا کمه .... من جای این بودم اصلا\" ازدواج نمیکردم ... این همه حور و پری دور و برش – بیخیال ازدواج ... تیر تپرش
بی پوله : آخی حیوونی تا دیروز عنکبوت تو جیبش یکی بود حالا دو تا شد ( ضرب المثلی شد برا خودش !! )

پیاده روی :

پولداره : زنده باد سلامتی و تناسب اندام .... هیچ چیزی از ورزش و مخصوصا\" پیاده روی برای تندرستی انسان بهتر نیست حتی میگن اشتها رو هم زیاد میکنه .
بی پوله : کفشاشم مالی نیست که حالا بگیم پیاده بره ... قربونش برم که همیشه بلیت خط 11 رو داره .

تعویض ماشین :

پولداره : بابا تنوع .... آخرین مدل ... سنت اگزوپری ... پارکینگ دیگه جا نداره
بی پوله : دبیا ... تا دیروز دنبال الاغ پدر بزرگش میدوید حالا واسه ما ماشین خریده

تعویض کار :

پول داره : شکمه پره ... چه این بشقاب چه اون بشقاب ....... پول تولید میکنه دیگه چه این کار چه اون کار ... میباره براش
بی پوله : فقط مونده بود این به یه جایی برسه ... از فردا جواب سلام ما رو هم نمیده

رانندگی :

پولداره : فکر کنم عادت به رانندگی نداره آخه همیشه راننده داشتن اما استیل فرمون گرفتنشو داشته باش ... انصافا\" شوماخرم اینطوری فرمون نمیگیره
بی پوله : عمو جون ترمز اون وسطیست ... الاغا رو کجا بستی ؟! گوسفندا رو چه کردی ؟!!؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 10:29  توسط دنیا | 

الو ... الو... سلام

کسی اونجا نیست ؟؟؟؟؟

مگه اونجا خونه ی خدا نیست؟

پس چرا کسی جواب نمیده؟

یهو یه صدای مهربون! ..مثل اینکه صدای یه فرشتس .بله با کی کار داری کوچولو؟

خدا هست؟ باهاش قرار داشتم.. قول داده امشب جوابمو بده.

بگو من میشنوم .کودک متعجب پرسید: مگه تو خدایی ؟من با خدا کار دارم ...

هر چی میخوای به من بگو قول میدم به خدا بگم .

صدای بغض آلودش آهسته گفت یعنی خدام منو دوست نداره؟؟؟؟

فرشته ساکت بود .بعد از مکثی نه چندان طولانی:نه خدا خیلی دوستت داره.مگه کسی میتونه تو رو دوست نداشته باشه؟

بلور اشکی که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست وبر روی گونه اش غلطید وباهمان بغض گفت :اصلا اگه نگی خدا

باهام حرف بزنه گریه میکنما...

بعد از چند لحظه هیاهوی سکوت ؛

بگو زیبا بگو .هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگینی میکند بگو..دیگر بغض امانش را بریده بود بلند بلند گریه کرد وگفت:خدا جون خدای مهربون،خدای قشنگم میخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا...

چرا ؟این مخالف تقدیره .چرا دوست نداری بزرگ بشی؟

آخه خدا من خیلی تو رو دوست دارم قد مامانم ،ده تا دوستت دارم .اگه بزرگ شم نکنه مثل بقیه فراموشت کنم؟

نکنه یادم بره که یه روزی بهت زنگ زدم ؟نکنه یادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟مثل بقیه که بزرگ شدن و حرف منو نمی فهمن.

مثل بقیه که بزرگن و فکر میکنن من الکی میگم با تو دوستم .مگه ما باهم دوست نیستیم؟پس چرا کسی حرفمو باور نمیکنه ؟خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟مگه اینطوری نمی شه باهات حرف زد...

خدا پس از تمام شدن گریه های کودک:آدم ،محبوب ترین مخلوق من.. چه زود خاطراتش رو به ازای بزرگ شدن فراموش میکنه...کاش همه مثل تو به جای خواسته های عجیب من رو از خودم طلب میکردند تا تمام دنیا در دستشان جا میگرفت.

کاش همه مثل تو مرا برای خودم ونه برای خودخواهی شان میخواستند .دنیا برای تو کوچک است ...

بیا تا برای همیشه کوچک بمانی وهرگز بزرگ نشوی...

کودک کنار گوشی تلفن،درحالی که لبخندبرلب داشت در آغوش خدا به خواب فرو رفت

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 10:37  توسط دنیا | 

**زندگی مثل دوچرخه سواری می مونه ..واسه حفظ تعادلت همیشه باید در حركت باشی ....آلبرت انیشتین     

**جرج آلن: اگر كسی را دوست داری، به او بگو. زیرا قلبها معمولاً با كلماتی كه ناگفته می‌مانند، می‌شكنند

**میان انسان و شرافت رشته باریکی وجود دارد و اسم آن قول است . توماس براس

     **همه دوست دارند به بهشت بروند,اما كسی دوست ندارد بمیرد .بهشت رفتن جرأت مردن میخواهد.
     **شریف ترین دلها دلی است که اندیشه ی آزار کسان درآن نباشد. 
زرتشت

**چارلی چاپلین: خوشبختی فاصله این بدبختی است تا بدبختی دیگر.

**ملاصدرا می گوید: خداوند بی نهایت است و لامكان و بی زمان اما به قدر فهم تو كوچك می شود و به قدر نیاز تو فرود می آید و به قدرآرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو كارگشا می شود.

 **روزی روزگاری اهالی یه دهکده تصمیم گرفتند تا برای نزول باران دعا کنند, در روز موعود همه مردم برای مراسم دعا در محلی جمع شدند و تنها یك پسر بچه با خودش چتر آورده بود و این یعنی ایمان.

   **بدبختی تنها در باغچه ای که خودت کاشته ای می روید.

**وقتی كه زندگی برات خیلی سخت شد، یادت باشه كه دریای آروم، ناخدای قهرمان نمی‌سازه.

**ای صمیمى ای دوست
**گاه بیگاه لب پنجره
‎ ‎خاطره ام  می آیی. ای قدیمی ای خوب
 **تو مرا یاد كنی یا نكنی، من به یادت هستم.
 **آرزویم همه
‎ ‎سرسبزی توست.
 **دایم از خنده، لبانت لبریز
 **دامنت پر گل باد.
----
 **برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در انتهای کمال
**بنگر که تو چگونه می افتی
----
  **آدم ها را از انچه درباره دیگران می گویند بهتر می توان شناخت تا از انچه درباره انها می گویند.
----
  **فریدریش نیچه : 'آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفته ای، از این آشفته ام که دیگر نمیتوانم تو را باور کنم.
-----
 **چیزی را که دوست داری به دست آور وگر نه مجبوری  چیزی را که به دست می آوری دوست داشته باشی.
---
 **از زندگی هرآنچه لیاقتش را داریم به ما میرسد نه آنچه آرزویش را داریم.
------
**آن چه هستی هدیه خداوند به توست و آن چه می شوی هدیه تو به خداوند.
----
 **
شکسپیر: همیشه به کسی فکر کن که تو رو دوست دارد، نه کسی که تو دوستش داری **
--------
 **وقتی كبوتری شروع به معاشرت با كلاغها میكند پرهایش سفید میماند، ولی قلبش سیاه میشود....

 دوست داشتن كسی كه لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است- دكتر علی شریعتی **
--------
 **اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید. (
کورش کبیر)
------
 **نویسنده معروفی می گوید: زن مانند کروات است هم زیبایی به مرد می بخشد و هم گلویش را فشار می دهد.

 **چارلی چاپلین: وقتی زندگی 100 دلیل برای گریه كردن به تو نشان میده تو 1000 دلیل برای خندیدن به اون نشون بده

 ------------------------------

 **موفق كسی است كه با آجرهایی كه بطرفش پرتاب می شود، یك بنای محكم بسازد.
-----------------------------
 **تمدن جدید زن را كمی عاقلتر كرده است، اما به واسطه آزمندی مرد، بر رنج زن افزوده است.

  زن دیروز همسری خوشبخت بود اما زن امروز معشوقه ای بی نوا.

----------------------------

      **شکسپیر:عشق مثل آبه، می تونی تو دستات قایمش کنی ولی یه روز دستاتو باز می کنی می بینی همش

 چکیده بی اینکه بفهمی دستت پر ازخاطرست.

**زندگی مثل پیاز است كه هر برگش را ورق بزنی اشكتو در می یاره.
---
   **پیچ جاده، آخر راه نیست مگر اینكه تو نپیچی.
----
 **
دكتر شریعتی: لحظه هارامیگذراندیم تابه خوشبختی برسیم غافل ازاینكه خوشبختی درآن لحظه هابودكه گذراندیم.

 **انیشتین: اگر انسان ها در طول عمر خویش میزان كاركرد مغزشان یك میلیونیوم معده شان بود اكنون كره زمین تعریف دیگری داشت.

  **تا چیزی از دست ندهی چیز دیگری بدست نخواهی آورد این یک هنجارهمیشگی است.

 اُرد بزرگ

 ** نصیحت حضرت مولانا :گشاده دست باش جاری باش کمک کن (مثل رود)
      باشفقت و مهربان باش (مثل خورشید)اگر کسی اشتباه کرد آن را بپوشان (مثل شب)

وقتی عصبانی شدی خاموش باش (مثل مرگ)متواضع باش و کبر نداشته باش (مثل خاک)

بخشش و عفو داشته باش (مثل دریا)اگر می خواهی دیگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آیینه)

 **چهار چیز است که قابل بازیابی نیست سنگ پس از پرتاب شدن، سخن پس
      از گفته شدن، فرصت پس از از دست رفتن، و زمان پس از سپری شدن.

**اختلاف زن و مرد در این است كه مردان همیشه آینده را می نگرنند وزنان گذشته را بخاطر می آورند.

- زن مخلوقی است كه عمیق تر میبیند و مرد مخلوقی است كه دورتر را میبیند.

عالم برای مرد یك قلب است و قلب برای زن عالمی است.

      **عجب معلم بدی است این طبیعت که اول امتحان میگیرد بعد درس میدهد.

**به پسران در کودکی شیر سگ دهید، شاید در بزرگی وفا بیاموزند.  شکسپیر     

**زندگی تاس خوب آوردن نیست، تاس بد را خوب بازی کردنه.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 10:11  توسط دنیا | 
موضوع دوره: رسیدن به سطح هوشی یک خانم (کامل شدن)

هدفهای آموزشی: کلاسهای آمادگی دایم برای مردان تا عضوی از بدنشان به نام مغز را فعال کنند، عضوی که آنان منکر وجود آن هستند.

برنامه: 4 واحد اجباری

واحد 1 : کلاسهای اجباری
1. بیاموزیم چگونه بدون مادرمان زندگی کنیم.(2000 ساعت)
2. زن من مادر من نیست.( 350 ساعت)
3. تمام درآمدم را به زنم می دهم.(550 ساعت)
4. می فهمم که فوتبال ورزش نیست و رونالدو یک ابله است.(500 ساعت)
5. زن من پرستار من نیست.
6. زن من کلفَت من نیست.

واحد 2 : زندگی مشترک
1. بچه دار شدن بدون احساس حسادت.(50 ساعت)
2. من دیگر به دوره های دوستانه ی زنم دوره ی احمقها نمی گویم.( 500 ساعت)
3. ترک اعتیاد به بازی کردن با کنترل از راه دور تلویزیون.( 550 ساعت)
4. من دیگر سر پا ادرار نمی کنم. من پیشرفت کردم و تکبر را کنار گذاشتم....( تمرین عملی همراه با نوار وی دیو 100 ساعت)
5. من دیگر دوش استخر را با دوش حمام اشتباه نمی گیرم.
6. چگونگی انتقال لباسهای کثیف به سبدشان بدون پخش و پلا کردن آنها.
( 500 ساعت)
7. چگونگی بهبود یافتن از سرماخوردگی بدون از دست دادن امید به زندگی.
( 200 ساعت)
8. چگونگی به تنهایی لباس پوشیدن،به تنهایی لباس انتخاب کردن و دانستن محل کمد لباسها.

واحد 3 : تفریح و سرگرمی
1. اتو کشی در دو مرحله:
الف) یک پیراهن در کمتر از 2 ساعت
ب ) تکرار با دیگر لباسها ( تمرین عملی)
2. تمیز کردن خانه... فعالیتی مطلوب و دلپذیر.
3. فراموش نکردن بیرون بردن زباله ها.
4. به خاطر سپردن معنای جاروبرقی: وسیله ای برای تمیز کردن خانه که گرد و خاک و آشغالها را جمع می کند.( برای استفاده ی بهتر به بخش 1 واحد 4 توجه کنید.)
5. چگونگی استفاده از دستمال گردگیری.
6. جمع کردن خرابکار یها بعد از انجام تعمیرات در خانه.
7. بیاموزیم معادل زنانه ی + نشستن جلوی تلویزیون ; ، + ایستادن کنار اجاق گاز; نیست.

واحد 4 : کلاس آشپزی
سطح 1 (مقدماتی): وسایل خانه:
ON : روشن کردن دستگاه
OFF: خاموش کردن دستگاه

سطح 2 ( پیشرفته): درست کردن اولین سوپ آماده بدون سوزاندن آن.
( تمرین عملی: قبل از اضافه کردن مواد، آب را بجوشانید.)

سطح 3 ( تخصصی): درست کردن چای بدون فراموش کردن آب و چای، و دم کردن آن داخل قوری و نه کتری.

سطح 4 ( عالی): تعارف کردن چای بدون این که نصف آن در نلبکی بریزد.

مهلت ثبت نام: هر چی زودتر بهتر
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 10:30  توسط دنیا | 
برای من فرقی نمیكنه دیوار آشپزخونه چه رنگی باشه

یعنی :

تا وقتی كه آبی، سبز، زرد، صورتی، مشكی، یشمی، خاكستری، عنابی و سفید  نباشه اشكالی نداره

 


این یه كار، مردونه است

یعنی :

تو این كار هیچ منطق درستی نیست و تو هم سعی نكن دلیلی برایش پیدا كنی

 


میخواهی تو درست كردن شام كمكت كنم؟

یعنی :

پس چی شد این شام ؟ چرا هنوز سفره رو پهن نکردی!!

 


چه فكر خوبی

یعنی :

این كار شدنی نیست! خوش به حالم شده  و من كل روز رو برات كركری می خونم وحالت رو می گیرم .

 



بله عزیزم!  یا  حتما حتما

یعنی :

این یكی اصلا معنی نداره و  از دهنم پریده

 



زنم منو درك نمیكنه

یعنی :

همه قصه ها و خاطره های منو شنیده و دیگه از دست  خالی بندیام خسته شده

 



ماجرایش طولانیه!  سر فرصت برات تعریف می كنم

یعنی :

اصلا خودم هم نفهمیدم چی شده! الکی یه چیزی پروندم و  یا نمیخوام بگم!!

 



من اخیرا" خیلی ورزش می كنم

یعنی :

باتری كنترل از راه دور تلویزیون تمام شده

 

 


دسپتخت تو مثل دستپخت مادر مرحومم می مونه

یعنی :

تو هم كه غذا رو می سوزونی! از طعم غذات خیلی خوشم نمیاد فقط شکم سیر کنه!

 



كمی استراحت كن عزیزم خسته شدی

یعنی :

بابا این جارو برقی رو خاموش كن می خوام فیلم ببینم

 



چه جالب

یعنی :

آخ كه چقدر حرف می زنی

 



عزیزم مادیات در عشق ما هیچ نقشی نداره

یعنی :

باز سالگرد ازدواجمون رو فراموش كردم و كادو نخریدم

 



این واقعا" فیلم خوبیه

یعنی :

تو این فیلم پر از بكش بكش،  بزن بزن و ماشین سواری و خشونته!!!

 

 


این یه كار زنونه است

یعنی :

این كار سخت كثیف و بی جیره و مواجبه

 


با من ازدواج می كنی؟

یعنی :

رخت چركهام تلنبار شده و كسی نیست دكمه های پیرهنم رو بدوزه! به دادم برس!

 



تو كه می دونی من چه حافظه ی بدی دارم

یعنی :

من شعری رو كه كلاس سوم ابتدایی خوندم از حفظم نمره ماشینم رو كه سالها پیش فروختم ازبرم و  ... اما تاریخ تولد تو رو یادم رفته

 



من برای این كارم دلیل دارم

یعنی :

بذار فكر كنم ببینم چه توجیهی می تونم برای این كارم پیدا كنم که اصل موضوع رو نفهمی

 


منظورت چیه؟ تو كه لباس داری؟

یعنی :

یادت رفته چهار سال پیش برای خودت لباس خریدی؟

 



دلم برات تنگ شده

یعنی :

نمی تونم جورابامو پیدا كنم. بچه ها گشنشونه و ...



ما تو كار خونه با هم مشاركت می كنیم

یعنی :

من ریخت و پاش می كنم او جمع و جور می كند

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 10:54  توسط دنیا | 
Красивая природа
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1387ساعت 17:34  توسط دنیا | 
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1387ساعت 17:25  توسط دنیا | 
همه مردم برای بارش باران دعا كردن اما خبری نشد...!!
غافل از اینكه خدا توی فكره بچه ای بود كه كفشش سوراخ بود
.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 15:27  توسط دنیا | 
خسته از این روز و شبای تکراری
خسته از این رابطه های آب دوغ خیاری
خسته از تمام اونایی که میانُ یه زخم به یادگار روی تنت می ذارنُ میرن
خسته از انتظار و انتظار و انتظار این که کسی پیدا بشه بفهمه تو رو...
دیگه می خوام تنها باشم
اینبار می خوام تنهاییُ دوره کنم
شاید که خودمُ گم کرده باشم
شایدم ایراد از منه...
نمی دونم!!!
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 14:59  توسط دنیا | 
  خسته ام از این تنهایی

           چیزی مرا به قسمت بودن نمی برد                                                

                        از واژه دو وجهی تکرار خسته ام         

             من بی رمق ترین نفس این حوالیم                                 

                                 از بودن مکرر بر دار خسته ام     

من با عبور ثانیه ها خرد می شوم                          

             از حمل این جنازه هشیار خسته ام

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 12:37  توسط دنیا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
غروب شد خورشید رفت
افتاب گردان به دنبال خورشید می گشت
ناگهان ستاره چشمکی زد
افتاب گردان سرش را پایین انداخت
گل ها هرگز خیانت نمی کنند

پیوندهای روزانه




آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
دی 1387
آبان 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
پیوندها
ساده دل
قشنگ کوچکم
خط خطیهای دل من
من و حلقه رندان آنلاین
نوشته هاي خط خورىه
آب-آیینه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

جديدترين كدهای جاوا